پسر بزرگ کوروش کمبوجيه نام داشت که پس از پدر به تخت شاهي نشست. پسر ديگري هم از کوروش مانده بود به نام "برديه" که درآغاز شاهي کمبوجيه کشته شد. اما مرگ او پنهان ماند.
کمبوجيه به مصر لشکر کشيد و آن کشور را زير فرمان شاهنشاهي ايران در آورد. از اين زمان که 1146 سال پيش از هجرت بود تا پايان دوره هخامنشي مصر از جمله ايالت هاي ايران بود و به دست فرمانروايان ايراني اداره ميشد. کمبوجيه درآغاز همان رفتار پسنديده پدر را پيش گرفت و رسم و آئين مصريان را محترم شمرد و با مردم آن کشور خوشرفتاري کرد. اما پس از چندي بيمار و بدخو شد و مصريان را آزرد. سرانجام شنيد که در ايران مردي خود را برديه خوانده و به شاهي نشسته است کمبوجيه خواست به ايران باز گردد اما در راه از بس خشمگين بود خود را کُشت.
داستان برديه دروغي
سه سال کمبوجيه از پايتخت خود دور بود. مردم برديه را که پيش از مرگ در شمال غربي ايران فرمانروا بود دوست مي داشتند و کسي نمي دانست که او کشته شده است.
مردي گوماته نام از خانواده مادي برخاست و گفت من برديه هستم ايرانيان نخست اين دروغ را باور کردند و او را به شاهي برداشتند. اما گوماته مي ترسيد که مردم او را بشناسند و دروغش آشکار شود. پس همه کساني را که با برديه آشنا بودند يا خود او را مي شناختند کشت. سرانجام همه به تنگ آمدند و راز گوماته آشکار شد.
يکي از مردان خاندان هخامنشي به نام داريوش با شش تن از بزرگان ايران همدست شد و گوماته را کشت و خود به شاهي نشست.
